یادداشت های یک عقرب صورتی !

خرید بک لینک
1-من دانش آموز خوبی نبودم . بیشتر از این که به کتاب های درسی بپردازم به کتاب های غیر درسی می پرداختم . کلن حاشیه ام بیش از متن بود . سر کلاس زبان تو کتابم نقاشی کفشم رو می کشیدم و تو کلاس تاریخ هملت می خوندم . به جای ریاضیات جدید هم شهر طلا و سرب می خوندم . اشتباه بودم و اشتباهم رو بارها و بارها ت یادداشت های یک عقرب صورتی !...

ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:39

خیلی وقته افاضات زبان شناسانه نکردم ، الان وقتشه دیگه !تو ترکیه هر چند قدمی که تو خیابون می ری ، یه تابلو می بینی که روش نوشته : Döviz که همون صرافی خودمونه . خوب صرافی ها کارشون چیه ؟ تعویض ارز با پول رایج یک کشور و یا بر عکس . چی شد بابا ؟ آها ! تعویض ! اصل داستان همینه . Döviz عزیزان ترک همو یادداشت های یک عقرب صورتی !...

ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:39

تلویزیون روشنه و مهران مدیری تو دورهمی داره در مورد سیگار حرف می زنه و می پرسه کسی هست که فکر می کنه فرزندش سیگار می کشه ؟ یاد یه فاجعه بعد از دیپلمم افتادم . یه مدتی بود که دائم سر درد داشتم و گاهی چنان طاقتم رو تاق می کرد که ناچار می شدم دو تا آسپرین 250 بخورم و به همین منظور همیشه آسپرین همراهم یادداشت های یک عقرب صورتی !...

ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:39

دیروز داشتم می رفتم کارخونه . باید از یه دستگاه خودپرداز بانک ملی شماره شبای حسابمو می گرفتم . از خروجی استخر رفتم سمت میدون پروین و از اون جا به طرف فلکه دوم تهران پارس و دردسرتون ندم بالاخره نزدیک فلکه چهارم یه بانک ملی پیدا کردم . دور خودم که می چرخیدم یهو چن تا تابلو توجهم رو جلب کرد . تابلوها یادداشت های یک عقرب صورتی !...

ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:39

نام خانواده گی ما چاوش اکبریه ولی چون طولانیه خیلی ها ما رو به نام چاوشی می شناسن . تو دانشگاه یه هم کار دارم/داشتم که به نام سعید چاوشی که خیلی وقتا ما دوتا رو با هم اشتباه می گرفتن که خودش یه داستان دیگه است . یه بار خونه بودم و با یکی از هم کارام کار داشتم و زنگ زدم بهش . یه آقایی گوشی رو برداشت یادداشت های یک عقرب صورتی !...

ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 263 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:39

تا حالا شده دلتون برای کسی تنگ بشه و بعدش بگید (البته با عرض معذرت) گور باباش ؟ امشب بعد از سال ها از جلوی پارک آزادی رد شدم و یاد رفقای باز هم با عرض معذرت پفیوزم افتادم . دو برادری که هیچ وقت فکرش رو هم نمی کردم این طوری از آب در بیان . یه شب سرد زمستونی قرار بود شب بریم خونه ی ما که اون موقع تو یادداشت های یک عقرب صورتی !...

ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:39

مثل بشکه ی تاپاله بود . دور موهاشو زده و بالای موهاشم گوجه کرده بود . یه تتوی نخراشیده هم روی بازوش داشت . روی نیمکت پارک نشسته بودم و تو آلاچیق روبروم دو تا دختر جوون بودن . داشت با تلفن حرف می زد : قربون چشات برم عمو . فدات شم می بینمت . قطع کرد و رفت تو آلاچیق دخترا و دست داد و دست کرد تو جیبش یادداشت های یک عقرب صورتی !...

ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:39

روان همه ی رفته گان شاد . تو دوره ی لیسانس استادی به نام مهندس ابراهیم سجودی داشتیم که لحظه به لحظه ی کلاس هاشو به یاد دارم . ایشون بسیار صریح اللهجه و در عین حال شوخ طبع بودن . خاطرات زیادی از ایشون دارم . تو کنفرانس جنگل و صنعت شادروان دکتر عادلی که از بزرگوارن و نوادر رزوگار بود ( ایشون هیچ وقت یادداشت های یک عقرب صورتی !...

ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:39

چند وقتیه که زیاد یاد دکتر روشن ضمیر روان شاد می افتم . پست دوست عزیزم دکتر زرین پاشنه ی عزیز باعث شد یاد خاطره ای از ایشون افتادم . در پستشون از من نام برده بودن و با لطفشون پیدا کردن ریشه ی واژه ی چارداش که نوعی رقص مجاری هست رو به عهده ی من گذاشتن . جالب بود . بد نیست بدونید زبان مجاری ، کره ای یادداشت های یک عقرب صورتی !...

ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:39

این خانوم لی لی خانوم هم برای خودش داستانی شده ها . بابا به پیر به پیغمبر من به شخصه هیچ حسادتی نسبت به هیچ کس ندارم . بخیل دارایی مردم هم نیستم ولی به عنوان کسی که دستی در عرصه ی کار و کار آفرینی و هنر دارم و به عنوان کسی که بیست و چند سال دور از جون همه مثل درازگوش کار کردم و زحمت کشیدم و آخر سر یادداشت های یک عقرب صورتی !...

ما را در سایت یادداشت های یک عقرب صورتی ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:39

صفحه بندی